دماوند – مرداد ۹۳


صعود به قله دماوند به همراه “معرفی گونه های شاخص جانوری و گیاهی کوه دماوند و پارک ملی لار” به کوهنوردان و طبیعت گردان

چند سالی بود که اندیشه حضور در دامنه دماوند- بلند بالاترین خواستگاه مردمان سرزمینم ایران- آنهم به بهانه سالروز تولدم را داشتم که سرانجام تقویم شمسی و قمری دست به دست هم داده و مجالی برای تحقق رویایم فراهم آوردند.

به عقیده ام چنین اماکنی مقدسند و باید به همراه باتجربه ها پا در آنها نهاد. دوست و معلمم مهدی معماری با پیشنهادم موافقت کرد و در پی آن دو همراه همیشگی علی مریدی و حسن راستین نیز کوله بستند و همراه شدند.

طبق روال چند سال گذشته در این فکر بودم که در این سفر نیز به همراه طبیعت باشم و گامی کوچک در راه حفظ آن بردارم که فکر “معرفی گونه های جانوری و گیاهی” این منطقه به ذهنم رسیدم.

شروع کردم به جستجوی در میان کتابهایی که داشتم و مدد خواهی از متخصصین امر. به کمک دوستم میثم مشایخی و ساخته زاکربرگ عزیز(فیسب وک) با انسانهای بزرگواری آشنا شدم که عاشقانه آنچه میدانستند در طبق اخلاص نهادند ، از خارج از کشور تماس گرفتند، عکسهای زیبا و با کیفیتشون رو در اختیار گذاشتند و جملگی کمک به تهیه بنری ۳ در ۲٫۵ متری نمودند که حاوی اطلاعات بسیار ارزشمندی از گونه های جانوری و گیاهی کوه دماوند و پارک ملی لار به همراه تاثیرات آنها بر اکو سیستم و عوامل تهدیدشان است.

اطلاعات کامل مربوط به بنر به همراه منابع را می توانید از اینجا در قالب فایلی پی دی اف دانلود کنید.

شما را به خوندن بخشی از شگفتیهای جانوری کوه دماوند و دشت لار دعوت میکنم:

افعی البرزی- عکس دکتر روزبه بهروز

افعی لطیفی- عکس دکتر روزبه بهروز

“افعی لطیفی” و “افعی البرزی” گونه هایی هستند که تنها در این نقطه از جهان زندگی کرده و تاثیرات شگرفی بر اکوسیستم دارند که متاسفانه بدلیل نا آگاهی مردم در خطر انقراض قرار گرفته اند.از مهمترین کارکرد های این گونه ها در طبیعت می توان به کنترل جمعیت جوندگان و حشرات اشاره نمود. این گونه ها از بدو تولد تا هنگامی که به رشد کافی جهت شکار جوندگان برسد، منحصرأ از حشرات و لارو آنها تغذیه میکند، یک افعی در طول زندگی خود قادر به از بین بردن هزاران یا صدها هزار تخم، لارو و حشره بالغ و همچنین صد ها جونده است که این موضوع هم به لحاظ حفاظت از پوشش گیاهی و محصولات کشاورزی از آفاتی مانند ملخ و موش ها و هم به لحاظ کنترل جمعیت سایر حشرات مضر برای سلامت انسان دارای اهمیت بسیار بالایی است. این در حالی است که از دیگر فواید این گونه ها، می توان به امکان تولید دارو از سم آنها اشاره نمود، بطور مثال سم افعی ها بر خون موثر است و مطالعاتی بر روی آن انجام شده در جهت تولید داروهای کنترل فشار خون و برطرف کننده لخته های خونی داخل رگ های قلب و مغز. علم تولید دارو و محصولات پزشکی از سم مارها در ابتدای مسیر خود بوده و علمی رو به پیشرفت است، بنابراین حفظ این گونه ها بعنوان تنها منبع این نوع سم (که دارای فرمول و خواص منحصر بفرد است)، ضروری است.

روزها تلاش و خون دل خوردن و بیدار خوابی کشیدن بالاخره ثمر داد و با کمک همنورد ارجمند حسن راستین، بنر برنامه تهیه و آماده چاپ گردید:)

بنر با کیفیت بهتر را از اینجا دانلود نمایید.

برای تهیه این بنر آقای دکتر جلیل نوروزی قبول زحمت کردند و دلسوزانه از اتریش تماس گرفتند و اطلاعات مربوط به گیاهان را در اختیار گذاشتند. آقای دکتر روزبه بهروز از فرانسه اطلاعات مربوط به مارها را برایم ارسال کردند. سرکار خانم یاسمین یوسفی و میثم مشایخی نیز بی دریغ در تکمیل بقیه اطلاعات به من یاری رساندند.

عکسهای استفاده شده در این مجموعه نیز توسط این عزیزان تهیه و در اختیار من گذاشته شد:

آقای فریبرز حیدری : پلنگ، پازن، خرس قهوه ای و عقاب طلایی

آقای آرش مودی: افعی البرزی و هما

آقای دکتر روزبه بهروز: افعی لطیفی و افعی قفقازی

آقای دکتر جلیل نوروزی: سیزاب دماوندی، خشخاش طناز، زنبق دماوندی و هزارخار هزاری

خانم یاسمین یوسفی: کبک دری

و آقای حسن راستین : جبهه جنوبی دماوند

یکشنبه ۵ مرداد ماه از بندرعباس با قطار راهی تهران شدیم و دوشنبه به سختی خودمون رو به روستای رینه رسوندیم. از فردا همه جا تعطیل بود و اتوبوسی رفت و آمد نمی کرد(بدلیل شلوغی جاده هراز) و مثل همیشه راننده های تاکسی قیمتهاشون رو ۲،۳ برابر کرده بودند.

رینه به خونه مردی رفتیم که با وجود معلولیت، سالها به کوهنوردان خدماتی از قبیل ایاب و ذهاب به جبهه جنوبی و غربی دماوند، جای خواب و … ارائه می کند. مصطفی لاریجانی، که سابقه دوستی چندین ساله با مهدی داشت با لبخندی پر مهر از ما استقبال کرد و ما وارد اتاقی پر از خاطره شدیم. خاطره مردان و زنان بزرگی که برای صعود به دماوند شبی در آن آسوده بودند. آلبومهای عکس و دفترچه خاطرات پر بود از نامهای آشنا: مهدی عمیدی، آیدین بزرگی و ….

حدود ۴ عصر، بعد از جمع کردن کوله ها و صرف نهار، راهی گوسفند سرای احسان، کمپ اول دماوند شدیم.

دیدن قله دماوند از اون نزدیکی حس فوق العاده ای در وجود من زنده کرده بود.

مرتب در حال زمزمه شعر مرحوم ملک الشعرای بهار در وصف دماوند بودم:

ای دیو سپید پای در بند!          ای گنبد گیتی ای دماوند!

تا چشم بشر نبیندت روی!          بنهفته به ابر، چهر دلبند

عظمت وصف ناشدنی ای دارد این کوه سر به فلک کشیده، بی حد زیباست…

به محض اینکه رسیدیم علی و مهدی شروع به برپایی چادر کردند و من بعد از تماشای دماوند به همراه حسن مشغول نصب بنر در جایی مناسب شدیم.

راست به چپ: من، حسن راستین، علی مریدی، مهدی معماری

بنر نصب شد، عکس یادگاری انداختیم و بعد از چند صد متر صعود برای هم هوایی، برگشتیم به چادرمون و خوابیدیم.  صبح روز بعد راهی بارگاه ۳ شدیم، هوا عالی بود و گام نهادن در بالای ابرها و دیدن مناظر بدیع، حس فوق العاده ای در وجودم زنده کرده بود.

حدودای ظهر رسیدیم بارگاه ۳، بالای دشتی از ابر:)ارتفاع ۴۲۰۰ متر.

دو روزی در اون فضای بی نظیر برای هم هوایی موندیم و از حجم بی اندازه انرژی که در فضای اونجا موج میزد سرمست شدیم. زندگی تو اون شرایط با همراهانی صبور و پر مهر، بسیار برایم لذت بخش بود. البته به لحاظ روحی، وگرنه زندگی در ارتفاعات بدلیل حجم کم اکسیژن، مشکلات غذایی، ظرف شستن با آب خیلی سرد، خواب نامناسب و… خیلی دلچسب نیست:دی

طی این دو روز، پوستر برنامه رو جلوی تختی در بارگاه ۳ نصب کرده بودمو به کسانی که به اون علاقه نشون میدادند، توضیحاتی ارائه کردم.

در این مدت از مشکلات محیط زیستی اون منطقه نیز غافل نبودم و چندتایی رو رصد کردم. بطور مثال متاسفانه سرویسهای بهداشتی بارگاه سوم در شرایطی غیر استاندارد بنا شده است و تمامی فضولات انسانی در اتاقکی زیر آن جمع می شود که قطعا در آلودگی منابع زیرزمینی تاثیر گذار خواهد بود.

زباله های  بجا مانده از کوهنوردان نیز یا توسط قاطران خورده می شد!! و یا در این مکان سوزانده و حجم زیادی توکسید وارد هوای پاک آن منطقه می نمود!!!بسیاری از کوهنوردان هیچ توجهی به حفظ محیط زیست نداشتند و زباله های خود را در هرجایی رها می کردند، خصوصا در مسیر صعود و به هنگام خستگی!

بالاخره ساعت ۴ بامداد مورخ ۹ مرداد که مصادف بود با روز تولد ۳۳ سالگیم، راهی قله شدیم.

حدود ۷ عصر بعد از ۴ روز تلاش و کوهنوردی، خسته و آفتاب سوخته به خانه مصطفی لاریجانی برگشتیم و سفرمان پایان پذیرفت.

پوستر برنامه را هم به یادگار بر روی درب یخچال اتاق پر خاطره مصطفی چسباندم تا همه کوهنوردانی که پای در آن اتاق می نهند با این گونه های ارزشمند آشنا شوند و برای حفاظتشان گامی بردارند.

همون شب در اقدامی غافلگیرانه بچه ها جشن کوچک تولدی ترتیب دادند که منو

حسابی تحت تاثیر قرار داد، از همتون سپاسگزارم:)

نفس عمیق

مرداد ۱۳۹۳

پینوشت: لینک خبر در وب سایت رسمی فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی.

 

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *