enEnglish

 

صدای باد می آید، عبور باید کرد
و من مسافرم ، ای بادهای همواره.
مرا به وسعت تشکیل برگ ها ببرید
مرا به کودکی شور آب ها برسانید
و کفش های مرا تا تکامل تن انگور
پر از تحرک زیبایی خضوع کنید
دقیقه های مرا تا کبوتران مکرر
در آسمان سپید غریزه اوج دهید
و اتفاق وجود مرا کنار درخت
بدل کنید به یک ارتباط گمشده پاک….(سهراب)

 

رویای سفر، زاده یک روز و یک شب نبود، تمناییست که طی سالها تمام فکر و روح مرا آرام آرام در برگرفت. شاید شروعش با همان پیکان سفید پدر بود و سیاه چادرهای عشایر و مزه گیرای سرشیر داغ و بوی آغل و لبخند مهربان زنان چارقد به سر و گیسو بافته.

سال ۱۳۶۰ از پدرم خواستند برای نجات جان مادرم رضایتنامه ای را امضاء کند تا مرا مرده به دنیا آورند اما اشتیاق حضورم چنان بود که متولد شدم، نهم مرداد ماه(شیر، اسد، لیو) ، حوالی ظهر.

زادگاه و محل زندگیم سیرجان بود، تا اینکه قبولی در دانشگاه، خدمت سربازی و سپس شرایط کاری، مرا رهسپار کرمان، اصفهان، تهران، عسلویه و بندرعباس کرد.

سال ۷۹ با رتبه ۷۵۱ از غول منحوس کنکور گذشتم و مهندسی برق گرایش مخابرات خواندم در دانشگاه مرحوم مهندس افضلی پور(شهید باهنر)کرمان. آن ۱۶ سال درس خواندن برایم بس بود و مدتی بعد علیرغم پذیرش در کنکور ارشد دانشگاه آزاد هیچ علاقه ای به تلف کردن لحظاتم نداشتم و به دنبال رویاهایم رفتم. مدرسه و دانشگاه در ازاء کمی دانش، هزاران حس ناب را درونم حبس کرده بودند.

سالهاست که پیاده، با دوچرخه، هواپیما، قایق و ماشین در سفرم و یا در فکر سفر .در میان همین گذرها بود که طبیعت را چشیدم و عاشق ذره ذره اش شدم و برای نجاتش تلاش میکنم. اینروزها دوربینم را دقیق تر به دست می گیرم و پروژه ای شخصی بنام “همسایگان زیبای ما” را با عکاسی از حیات وحش شروع کرده ام.

نتیجه رویای سفر تا کنون ۱۱،۰۰۰ کیلومتر دوچرخه سواری در شمال و جنوب و شرق و غرب ایران است و صعود به دهها قله و حظ بردن از دشتها و تالابها و مناطق حفاظت شده و پارکهای ملی در گوشه و کنار سرزمین مادری. و در تمام این دیده ها، قطعا یکی از بزرگترین دستاوردهایش آشنایی با عبدالحسین وهاب زاده است و ایده مدارس طبیعت که آنرا بنیادی ترین راه نجات طبیعت برای نسلهای آینده میدانم ، نه فقط در ایران بلکه در تمام جهان.

به غیر از این حوالی، در سه قاره تجربه سفر دارم؛ هندوستان، مالزی، اندونزی، امارات، سریلانکا و نپال در آسیا؛ کنیا(۲ مرتبه) و تانزانیا  در آفریقا؛ برزیل، بولیوی و پرو در آمریکای جنوبی.

محمد رضا شجریان را عاشقانه و با تمام روحم گوش می دهم، به ندرت تلویزیون می بینم و بسیاری از لحظات در حال خواندن و رویاپردازیم.

نفس عمیق جائیست برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و اندک دانسته هایم در این دنیا و عکسهایی از همسایگان زیبای ما، موجوداتی که بسیاری قدرت شنیدن صدایشان و دیدن زیبایی سحرانگیزشان را ندارند.

به امید روزی که همه عاشق مارمولکها باشند

عبدالرضا کوهپایه

 

**
عکس: در کنار تنهاترین و آخرین بازمانده نر کرگدن سفید،زیرگونه شمالی. قرق اختصاصی Ol Pejeta، کنیا